Tuesday 03 February 2009 گوناگون کوهنوردی بلندترين زبالهگاه زمين بلندترين زبالهگاه زمين كوهنوردان بيتجربه همواره خطري اساسي براي ديگر كوهنوردان محسوب ميشوند. به گفته كلاوس ميس، پزشك اهل مونيخ و متخصص ارتفاعات هماكنون پس از گذشت 55 سال از نخستين صعود ادموند هيلاري و تنسينگ نورگي به اورست، اين كوه به مقصد سفر انبوه گردشگراني تبديل شده است كه سالانه بيش از 65هزار دلار هزينه ميكنند تنها به اين اميد كه بتوانند عكسي از خود در بلندترين نقطه جهان داشته باشند. اين در حالي است كه به گفته كلاوس، تلاش اغلب اين گردشگران بهدليل بروز بيماريهاي خاص ارتفاعات با شكست روبهرو ميشود. بنابر يك طرح ارائه شده از سوي «هانس اولمر» پزشك ارتفاعات، بسياري از كوهنوردان خطرات ناشي از ارتفاعات را دست كم ميگيرند. طبق اين طرح تنها نيمي از كوهنوردان باتجربه از علل، نشانهها و اقدامات پيشگيرانه در مقابل بيماريهاي خاص ارتفاع آگاهي دارند. طبق آمار بيش از 80 درصد كوهنوردان حرفهاي، ماندن در ارتفاعات را عاري از هر گونه خطري ميدانند. از زمان نخستين صعود به اورست در سال 1953 تاكنون مسير اين كوه 3681 بار پيموده شده است. طبق آمار بيش از دو سوم صعودهاي انجام گرفته از سال 2000 به بعد بوده است بهطوريكه تنها در سال 2007 تعداد فاتحان قله اورست به 629 نفر رسيد. اما در اين ميان آنچه بيش از افزايش تعداد كوهنوردان، مورد توجه است آثاري است كه به واسطه حضور انبوه كوهنوردان در سالهاي اخير در اورست به جاي مانده است؛ بهطوريكه ديگر مدتهاست كه از اورست نه بهعنوان بلندترين قله جهان كه بهعنوان بلندترين زبالهگاه زمين ياد ميشود. اورست، در فهرست مناطق درمعرض خطر زمين در چند سال گذشته چادرهاي رنگي پاره شده، كپسولهاي خالي اكسيژن و قوطيهاي مواد غذايي به يكي از مناظر آشناي فاتحان اورست تبديل شده است بهطوريكه در پي درخواست فعالان و حاميان محيطزيست، پارك ملي اورست هماكنون در فهرست مناطق در معرض تهديد يونسكو ثبت شده است. دليل اين اقدام علاوه بر گرمشدن شديد زمين در اين منطقه، وجود انبوه زباله بهعنوان بحراني زيستمحيطي اعلام شده است؛ در حاليكه وضعيت اورست هر سال نسبت به سال قبل وخيمتر ميشود. صدها كوهنوردنما(!) از سراسر جهان هرساله تلاش ميكنند شانس خود را براي فتح اين قله محك بزنند اما تنها آثار مخرب خود را به جاي ميگذارند. به گفته كارشناسان طي 30 سال گذشته با افزايش تعداد كوهنوردان، اين قله بهتدريج به يكي از بزرگترين مقاصد سفرهاي تحقيقاتي و گردشگري تبديل شده است كه با وجود عمليات پاكسازي گسترده و نيز افزايش آگاهي زيستمحيطي در گردشگران همچنان پذيراي هزاران تن زباله بهعنوان تنها رهآورد كوهنوردان است. تلاش براي مهار زباله كشور نپال در سالهاي اخير تلاش كرده است معضل انبوه زباله در اورست را با طراحي سيستم پولي ويژهاي مهار كند. بر اين اساس هر كوهنورد ميبايد قبل از صعود تعداد كپسولهايي را كه با خود حمل ميكند اعلام كند. از سال 2005 طبق قانون كشور نپال، زبالههاي اورست به درون دره منتقل ميشود لذا هياتهاي تحقيقاتي اورست پيش از حركت علاوه بر ذكر تعداد كپسولهاي خود ملزم به پرداخت مبلغي پول بهعنوان وثيقه هستند كه در پايان پس از انتقال زبالهها به درون دره بازگردانده ميشود. علاوه بر آن نپال به كوهنوردان پيشنهاد داده است به جاي استفاده از ظروف پلاستيكي و شيشهاي از كانتينرهاي فلزي كه در خود اين كشور بازيافت ميشوند استفاده كنند. هر ساله گروههاي اعزامي به اورست بهمنظور جمعآوري زبالههاي اين كوه اقدام به قرعهكشي ميكنند. تيم اعزامي ژاپن در 8 سال گذشته بيش از 9 تن زباله از اورست جمعآوري كرده است. نوگوچي، سرپرست اين گروه در سال گذشته در اقدامي حيرتآور زبالههاي جمعآوري شده از اورست را در موزههاي توكيو و سئول به معرض نمايش عموم درآورد. به گفته اين كوهنورد سرشناس اهل ژاپن، وجود زبالههايي نظير كپسولهاي خالي اكسيژن، طناب و كلنگ در 8هزار متري قله بسيار چشمگير است. اين كوهنورد كه مرد زباله اورست نام گرفته است پس از بازگشت از پنجمين سفر خو به اورست 500 كيلو زباله جمعآوري كرده بود. بنابر گزارش بيبي سي هيات كوهنوردان نوگوچي در مجموع 9هزار كيلو زباله به جاي مانده از كوهنوردان پيشين را به درون دره انتقال دادهاند. كارشناسان دليل اصلي آلودگي اورست را چنين عنوان ميكنند كه بسياري از كوهنوردان در راه بازگشت از قله بهدليل ضعف ناشي از خستگي و كمبود اكسيژن قادر به حمل دوباره وسايل خود به دره نيستند. بههمين دليل باقي ماندن كپسولهاي اكسيژن از سوي كوهنوردان را هميشه نميتوان از روي بيملاحظگي دانست. هشدار كارشناسان؛ زيست بوم اورست را آلوده نكنيد كشور چين نيز چنديقبل از برنامه پاكسازي جامعي براي حمايت از محيطزيست اورست خبر داد. در پي هشدار كارشناسان زيستمحيطي مبني بر اينكه هجوم گردشگران به اورست خطري جدي براي اكوسيستم اين كوه محسوب ميشود چين قصد دارد سيل كوهنوردان اورست را در سال آينده محدود كند. دليل اين تصميم اجراي عمليات پر هزينه پاكسازي و نيز حفاظت از مناظر بينظير اورست اعلام شده است. محدوديتهاي اتخاذ شده براي بازديدكنندگان از نيمه دوم سال 2009 آغاز خواهد شد. هماكنون نيز 2 مركز جمعآوري زباله در نزديكي معبد رونگباك چين احداث شده است. اين در حالي است كه ذوب شدن يخچالهاي فلات كينگاي تبت و نيز دود ناشي از اتومبيلها و ديگر وسايل نقليه كوهنوردان نيز مزيد بر علت شده است. لذا بهدنبال تشديد بحران زيستمحيطي در اورست، چين با وضع قوانيني جديد، تمهيدات ويژهاي را براي فتح اين قله 8850 متري انديشيده است.براي مثال گروههاي تحقيقاتي ديگر اجازه ندارند با اتومبيلهاي شخصي مسير اردوگاه اصلي اورست را كه در فاصله 5180 متري واقع شده است بپيمايند بلكه طي اين مسير از اين پس با گاري انجام ميگيرد. در سال 2007 قسمتهايي از كوه اورست كه در چين واقع شده پذيراي بيش از 40هزار گردشگر بوده است كه در مجموع 120هزارتن زباله از خود به جاي گذاشتهاند. سازمانهاي حمايت از محيطزيست چين قصد دارند در نيمه اول سال 2009 دامنههاي قله را از اين زبالهها پاكسازي كنند. اين اقدام با هدف جلوگيري از وقوع يك بحران زيستمحيطي بهويژه در بخش نپال اورست انجام ميگيرد. منبع سايت همشهري 2008/10/05 نخستين سقوط آزاد بر فراز قله اورست نخستين سقوط آزاد بر فراز قله اورست ايرنا- سه ماجراجو از انگلستان، نيوزيلند و كانادا، پس از پرش از ارتفاع نه هزار متري، به مدت يك دقيقه برفراز كوه اورست سقوط آزاد انجام دادند. برنامه ريزي براي انجام اين سفر ۱۵سال طول كشيد و براي هر كدام از اين سه نفر ۲۴هزار دلار هزينه دربرداشت. پس از انجام پرش، خانم هالي باج، انگليسي، يكي از سه نفري كه در اين پرش شركت داشت، با بيان اينكه اين پرش يك دقيقه طول كشيد، گفت: بزودي ۲۹نفر ديگر از اعضاي اين گروه چتربازي كار مشابهي را انجام خواهند داد. پرشكنندگان مجبور بودند از تجهيزاتي براي تنفس، چترهاي نجات ضخيم، لباس هاي ويژهاي استفاده كنند كه به آنها امكان دهد در دماي زير صفر درجه سانتي گراد و غلظت بسيار پايين هوا سقوط آزاد و سپس چتربازي در ارتفاع بالا را انجام دهند. سقوط آزاد معمولا از ارتفاعي در حدود چهار هزار متر انجام ميشود كه درآن پرشكننده بسته به زاويه سقوط با سطح زمين، ميتواند به سرعتي نزديك به ۳۰۰كيلومتر در ساعت دست يابد. الگوهای هم هوایی در ارتفاع الگوهای هم هوایی در ارتفاع شاید شما از آن دسته کوه نوردانی باشید که سالی چندبار پا بر دامنه ها می گذارید و البته در آن معدود دفعات نیز سعی دارید تا قله ای مرتفع در اطراف شهرتان را صعود نمائید. شاید هم کوه نوردی حرفه ای باشید که هر چند سال یکبار به قلل مرتفع خارج از کشورتان صعودهایی را تدارک می بینید. چیزی که در میان تمامی انسانها در صعود به قلل مرتفع مشترک است نیاز ی است که ایشان به تطابق با ارتفاع یا هم هوایی acclimatization دارند. در واقع هر انسانی که قصد صعود به ارتفاعی بیش از ارتفاع محل زیست خود را دارد نیاز است تا ابتدا خود را از لحاظ آمادگی جسمانی به حدی مطلوب برساند. بخشی از این افزایش آمادگی جسمانی تطابق با ارتفاع یا هم هوایی است. در این مقاله سعی دارم تا الگوهای تجربی رایج و پر طرفدار هم هوایی در صعود به قلل مرتفع را تشریح نمایم. در این روند تنها از تجربیاتی بهره گرفته ام که طی چند سال و با شرکت در چند برنامه کوه نوردی حاصل شده, لذا وجود ایرادات علمی بر آن دور از ذهن نیست. همچنین تا حد امکان تلاش نموده ام تا به آسانترین و قابل فهمترین شکل ممکن مطلب را بیان نمایم. امیدوارم خواندن این مقاله برای آن دسته از دوستانی که تنها با امید به دارا بودن قدرت بالای بدنی به کوه میروند و البته ناکام باز می گردند پاسخی باشد بر ایرادات صعودشان. شیوه های صعود به قلل مرتفع کوهی را تصور کنید با 3 مرحله کمپ در ارتفاع بالا, در حالی که کمپ اصلی این کوه نیز در ارتفاعی برابر با بلندترین کوههای محل زندگی ما قرار دارد. بطور مثال کمپ اصلی کوه اورست در ارتفاع 5360 متری است یا کمپ اصلی چوآیو در 5600 متری قرار گرفته. دقت کنید شما قرار است بیش از 50 روز را در ارتفاعی نزدیک به قله دماوند بمانید در حالی که تعداد کمی از روزهای صعودتان را هم بالاتر از کمپ اصلی به سر می برید. این امر در کوههای کم ارتفاعتر نیز صادق است, مثلا ارتفاع کمپ اصلی کوه پرطرفدار لنین در پامیر 3700 متر است یا کمپ اصلی کوه خان تنگری در تیان شان در ارتفاع4000متری بر پا می شود که درست ارتفاعی است برابر با قلل مرتفع رشته کوههای البرز و زاگرس. همانطور که می دانیم مهمترین عاملی که ما را نیازمند هم هوایی می کند کمبود فشار سهمی اکسیژن در ارتفاع است. گرچه در هر هوايي و در هر ارتفاعي ميزان درصد اكسيژن (21%) تغييري نمي كند اما تعداد مولكول هاي اكسيژن در هواي رقيق كمتر مي شود و در نتيجه بدن براي رفع نياز خود به اكسيژن, به تلاش بيشتري مي پردازد. همین مسئله ساده توجیه گر نیاز بدن به تطابق با ارتفاع بالا است. حال نخستین واکنش بدن در مقابله با این کمبود اکسیژن افزایش تعداد تنفسها به شکل ارادی یا غیر ارادی است, نکته ای که بخصوص در یکی دو شب نخست اقامت در کمپ اصلی و بویژه هنگام خواب با آن مواجه خواهیم شد. گرچه عوارض ارتفاع گاها تنها به همین مورد خلاصه نشده و علاوه بر افزایش تعداد تنفس شاهد: بي اشتهايي، تهوع و استفراغ, خستگي و ضعف, گيجي و سردرد, بي خوابي (قطع و وصل تنفسي) , عدم تشخيص صحيح, خواب هاي آشفته و ... نیز خواهیم بود. آغاز صعود: آغاز هر صعودی باید همراه باشد با لمس ارتفاع بالاتر و بازگشت به کمپ پائینتر. در واقع این شیوه تاییدی است بر اصل صعود به ارتفاع بالا، خواب در ارتفاع پايين. باید بدانیم تاثیر لمس کمپ بالا همراه است با افزایش گلبولهای قرمز جهت اکسیژن گیری بهتر. این نکته که همراه است با افزایش غلظتهای هماتوکریت و هموگلوبین ضرورتا نمی تواند مفید باشد, چرا که افزایش غلظت خون از عوازض آن است. در هر صورت بدن این آمادگی را دارد روز بعد یا روزهای بعد برای شب مانی در ارتفاع بالاتری کمپ اصلی را ترک نماید. این روند تا لمس آخرین کمپ باید ادامه یابد, یعنی لمس کمپ بالاتر, بازگشت برای شب مانی به کمپ پائین و مجددا روز بعد صعود برای شبمانی به کمپ بالاتر. بدین شکل با لمس آخرین کمپ و بازگشت به کمپ اصلی پروسه هم هوایی به انتها خواهد رسید. اینک پس از چند روز استراحت در کمپ اصلی و تغذیه بهتر می توانید با اتکال به وجود کمپهای بالاتر صعود نهایی را به شکل پله ای و کمپ به کمپ آغاز نمائید. الگوهای تجربی در هم هوایی در مناطق مختلف عموما شاهد شیوه های مختلفی در هم هوایی خواهید بود. به طور مثال شیوه های هم هوایی روسها با غربیان متفاوت است و ایشان بر اساس پارامترهای تجربی خود هم هوایی می کنند. در واقع روسها آن چیزی را که به عنوان لمس کمپ بالاتر از آن یاد کردیم اجرا نمی کنند و پس از صعود به کمپ بالا نخستین شب را در آنجا اطراق می نمایند و روز بعد به كمپ پائينتر باز مي گردند. ایشان همچنين معتقدند در صورتیکه فرد پس از یک شب اقامت در ارتفاع بالاتر دچار مشکل نشد می تواند به ارتفاعی بالاتر صعود و خود را در ارتفاعی فراتر هم هوا نماید. البته اين حالت هم هوايي تنها تا دو كمپ بالاتر اجرا مي شود و در نهايت فرد مي بايد به كمپ اصلي براي تجديد قوا باز گردد. این روند شاید برای آن دسته از کوه نوردانی که در مکانی بیش از ارتفاع معمول شهرها (1500 متر) زندگی می کنند طبیعی باشد, اما برای سایر کوه نوردان, بخصوص کوه نوردان غربی که در شهرهایی با ارتفع کوتاه ساکن هستند می تواند خطرناک باشد. هم هوایی در صعودهای آلپی سال 1980 راینولد مسنر در صعود انفرادی خود به اورست دوره هم هوایی خود را تنها در مدت 2 شب و سه روز سپری نمود (البته وی پیش از حضور در تبت دوره ای را بر روی کوه کلیمانجارا به تمرینات بدنسازی و هم هوایی پرداخته بود). در واقع مسنر پس از رسیدن به کمپ اصلی و چند روز اقانت در آنجا به تنهایی به سمت گردنه شمالی در ارتفاع 7500 متر حرکت کرد. وی در بازگشت و با چند روز استراحت مطلق در کمپ اصلی خود را مهیای صعود نهایی به اورست نمود. وی نهایتا در تلاشی سه روزه توانست از جبهه شمالی به قله اورست دست یابد, مسنر در بخشی از مسیر صعود با گذر عرضی (تراورس) از راهی نو خود را به دهلیز شمالی رسانده و از آنجا راهی قله شد. امروزه کوه نوردانی که قصد صعود سبکبار (آلپی) را دارند با همین شیوه خود را به اوج هم هوایی رسانده و در نهایت آماده و مهیای صعود به قلل مرتفع می شوند. نکته: - هنگام رسیدن به کمپ اصلی برای آغاز صعود تعجیل نکنید و ترجیحا یک یا چند روز نخست را به استراحت بپردازید. این امر بویژه برای کسانیکه قصد صعود به قلل مرتفع و صعب العبور پامیر و تیان شان را دارند و با بالگرد وارد کمپ اصلی می شوند الزامی است. - ارتفاع زدگی عاملی نیست که تنها با صعود به ارتفاع بالاتر حادث شود, بلکه مهمترین امر در ارتفاع زدگی سرعت زیاد صعود به ارتفاع بالاتر, شدت بالای فعالیت و میزان زیاد حمل بار می باشد. - باید بدانیم هر ارتفاعی نیازمند هم هوایی اختصاصی است و برای رسیدن به هر کمپی می باید پروسه هم هوایی شامل لمس کمپ بالا, بازگشت به کمپ پائینتر و بعد صعود و شب مانی در کمپ بالاتر را اجرا کنیم. - در طول دوره هم هوایی نیاز به شبمانی در کمپ آخر نیست و همان لمس کمپ آخر می تواند بیشترین تاثیر را در هم هوایی نهایی داشته باشد و باید بدانیم در ارتفاع بالای 7000 متر نه تنها تطابق با ارتفاع معنا ندارد, بلکه پس رفت نیز حادث می شود. - تغییرات آب و هوا و خرابی هوا بیشترین نقش را در بهم زدن روند هم هوایی دارد. - گاهی بدلیل عدم تطابق با ارتفاع, ممکن است نیاز به چند روز اقامت در کمپ اصلی را پیدا کنید, پس بدون داشتن استرس در از دست دادن زمان, سلامتی را بر زود هم هوا شدن ارجح بدانید. - تفاوتهای فردی قابل ملاحظه ای در توانایی افراد جهت تطابق با ارتفاع وجود دارد. برخی به سرعت با ارتفاع تطابق می یابند و برخی نیازمند دوره های زمانی طولانی تری برای هم هوایی هستند. - پیش از رسیدن به کمپ اصلی و حتی در کشور خود می توانید پروسه هم هوایی را با صعود به قلل بالای 4000 و 5000 متری در دسترس آغاز کنید. اما باید بدانید هم هوایی امری است کوتاه مدت (حداکثر دو هفته) و به صرف یک چنین هم هوائیی نمی توانید در صعود به قلل مرتفع ریسک نمائید و به سرعت به ارتفاعات بالاتر بروید. - تطابق با ارتفاع با عدم وجود بیماریهای ناشی از ارتفاع و بهبود کیفیت خواب مشخص می گردد و به اصطلاح معروف: هر کس در ارتفاع خوب بخورد و خوب بخوابد, خوب هم هوا شده است. در پایان جا دارد از دوست و استاد بزرگوارم جناب دکتر جلال الدین شاهبازی عضو فدراسیون جهانی پزشکی کوهستان و رئیس کمیته پزشکی کوهستان فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی ایران بدلیل راهنمائیهایشان کمال تشکر و قدردانی را داشته باشم. منابع: http://www.chekad-sari.com http://www.ciesin.org کتاب همرا پزشکی ارتفاع, دیوید مورداک و اندرو پالارد, ترجمه دکتر جلال ادین شاهبازی و دکتر شهرام محقق بيماري حاد ارتفاع بيماري حاد ارتفاع محبوبيت صعود به قلل مرتفع در فصل تعطيلات افزايش ميابد. ديدن آموزشهاي لازم از عواملي است كه موجب كاهش صدمات ناشي از بيماري ارتفاع مي گردددر كل توقف بيش از 12 ساعت در ارتفاع بالاتراز دو هزار و پانصد متر از عواملي است كه موجب بيماري ارتفاع مي گردد، ضمن آنكه صعود سريع نيز مي تواند موجبات تشديد اين بيماري شود. اين امر در تمامي گروههاي سني و بويژه كودكان رخ مي دهد. در ارتفاع بالاي سه هزار متر تاثيرات ارتفاع بر بدن موجودات زنده عميقتر است و نياز است تا با دقت بيشتري به ارتفاع كمپ هايمان بيافزائيم. بدين منظور توصيه مي شود پس از هر روز فعاليت كمپها را بيش از 300 متر ارتقاء ندهيماما نشانه هاي بيماري ارتفاع كه عموما حادث مي شوند عبارتند ازسر درد، سرگيجه، حالت تهوع، كاهش اشتها و بي خوابيدر صورتيكه حال فرد بيماري همراه با سرگيجه و بهم خوردگي تعادل و تنگي نفس بود، بلافاصله بايد اقدام به پائين آوردن وي نمائيم. هر گونه كوتاهي در اين امر حوادث جبران ناپذيري را به همراه دارد هم هوايي در ارتفاع بالاي 3000 متر براي هر شبماني كمپ خود را مابين 300 تا ششصد متر بالاتر برپا نمائيد در ارتفاع بالاي 3000 متر پس از هر 1000 متر ارتفاع گرفتن، ملزم به يك روز استراحت در كمپ مي باشيد هم هوايي افراد مختلف با يكديگر متفاوت مي باشد تا حد امكان از رفتن با خودرو يا پرواز مستقيم به ارتفاع بيش از سه هزار متر اجتناب نمائيد. در غير اينصورت در 24 ساعت ابتدايي از فعاليت زياد و ارتفاع گرفتن خودداري نمائيد. اين امر موجب سازگاري بهتر شما با ارتفاع مي شود حتي اگر علائم بيماري در شما ظاهر نشد باز هم بهتر است صعود خود را به تاخير بي اندازيد در صورت مشاهده آثار بيماري، پيش از وخيم شدن حال افراد بهتر است از ارتفاع خود بكاهيد و پس از بهبود حالتان مجددا صعود كنيد افراد داراي فشار خون بهتر است پيش از افزايش ارتفاع حتما با پزشك خود مشورت نمايند همواره به اين شعار پايبند باشيد صعود به بالاترين ارتفاع، شبماني در پائينترين ارتفاع ممكن منبع http://www.19beaumontstgp.nhs.uk http://www.abc-of-hiking.com کوهنوردی مرگ نیست، سلامت است ساعت ۱٢:۱٢ ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱/۱ کوهنوردی در یکی از بحرانی ترین مقاطع تاریخی خود قرار گرفته است. کوهنوردی شدیدا ازهویت، ساختار، بنیانها و شیرازه ی علمی دورافتاده و این همه در سال های اخیر با هزینه شدن جان های پاک مردمان علاقمند به این ورزش مفرح در صحنه هایی رخ داده که اگر قدری از الفبای کوهنوردی در آنها رعایت می شد، هرگز چنین وضعی نداشتیم! اخبار کوهنوردی تنها با مرگ کوهنوردان مجوز انتشار می یابند! هیچ مقاله و مصاحبه ی تحقیقی ومبتنی بر اصول متداول در خصوص کوهنوردی سراغ نداریم که تنها به خاطر کوهنوردی بودن، اجازه چاپ یابند. این اوضاع مطبوعات است و فضای حاکم بر رسانه ی دیداری و شنیداری – که بسیار سطحی تراز رسانه های مکتوب عمل می کند- خود مشخص است. کوهنوردی ورزش است نه حادثه!! کوهنوردی سلامت است نه مرگ!! کوهنوردی علم است نه تفنن!! دوستی می گفت: کوهنوردی همه اش فن است؛ ازبستن بند کفش تا یخنوردی درهیمالیا! من می گویم: کوهنوردی تنها کوهنوردی است. اما دراین میان شاهد هستیم که در جامعه، کوهنوردی همه چیز است و هیچ نیست! اطمینان دارم و شما را مطمئن میکنم: اگر پهلوان محمد اوراز، صاحب آن همه افتخار با طناب بی تدبیری مسئولان ورزش کشور سقوط را تجربه نمی کرد و قیمت بسیار بالای جان پاکش! از لیست سرمایه های آقایان کسر نمی شد، کوهنوردی در رسانه ها آنگونه که طی چند ماه ازسال82 مطرح شد، هرگز مجالی اینچنینی نمی یافت. اینک که این ورزش در قهقرا بسر می برد، نیازمند حس کنجکاوی روزنامه نگاران، چشمان تیزبین خبرنگاران و اخلاق حرفه ای و مسئولیت اجتماعی مردان وزنان رسانه ای است؛ نه آنگاه که کوهنوردان دراوج قلل مرتفع جهان بر سیاهه ی آماری سازمان ورزش می افزایند. کوهنوردی سازمان ورزش کشور شاید در مجامع و تشکیلات فرامرزی پرآوازه بنماید، اما همین پرآوازگی در خوش بینانه ترین حالت اگر به طبل توخالی تشبیه نگردد! می توان تاکید کرد که نوازندگان اصلی آن جوانان پاک و بی آلایش شهرستانی هستند که هیچ از حق وحقوق خود نمی دانند ونمی توانند که بدانند. آنها تنها با شوروعشق، همه ی کاستی ها را جبران می کنند ومی بینیم آنچه که از آن به پر آوازگی تعبییرشد چه سرانجامی دارد. من می دانم که کوهنودی اگرعقب ماند، اگرهزاز و یک بلابرسرش آمد، بیشتر به خاطر فضای حاکم بر کوهنوردی و کوهنوردان است، اما از سویی می دانم که چقدررسانه ها می توانند مصلحان و خیر اندیشان کوهنوردی را یاری رسانند. من مانند شما قدرت رسانه را می شناسم . و مجددا تاکید می کنم امروز بسیار بیش از هر زمان دیگری کوهنوردان به حمایت همه جانبه ی رسانه ها نیازمندند. اگر پس از مرگ پهلوان محمد اوراز تنها اندکی بیش از مویه سرایی به تحلیل وکنکاش کوهنوردی کشور و چرایی حادثه می پرداختیم، امروزاستمرارمباحث، اصل اساسی تازگی در رسانه را از دست نداده بود . باقی بقای شما و تابعد... فرشید فاریابی این مطلب در روزنامه ی ایران ورزشی مورخ ۲۴/۱۲/۸۲ منتشر شد. ارسال شده توسط masoud | توسط : روابط عمومی در تاریخ سه شنبه 15 بهمن 1387 - 02:20:34 |  |
|